تبليغاتX
آموزش عربی دوره ي دبيرستان وکنکور

اعراب(ترکيب) سوره ی توحيد

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ الصَّمَدُ (2) لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ (3)

وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ (4)

قُلْ :  فعل امر و فاعله ضمير« أنت» المستتر

هُوَ : مبتدا و محلاً مرفوع،جمله اسمية

اللَّهُ :مبتدای دوم و مرفوع ،علامة اعرابه ــُ ظاهری اصلی

أَحَدٌ :خبر برای الله و مرفوع ،علامة اعرابه ــٌ ظاهری اصلی

اللهُ احد:جمله اسميه،خبر برای هو،محلاً مرفوع

اللَّهُ:مبتدا و مرفوع

الصَّمَدُ: خبر و مرفوع 

لَمْ يَلِدْ: فعل مضارع مجزوم و فاعل آن هو مستتر

وَلَمْ يُولَدْ: واو:حرف عطف  فعل مضارع مجزوم و نايب فاعل آن هو مستتر

وَلَمْ يَكُن:فعل ناقصه

لَّهُ: جار و مجرور

كُفُوًا : خبر  مقدم کان و منصوب، علامة اعرابه ــً ظاهری اصلی

أَحَدٌ: اسم مؤخر کان و مرفوع 

 

نوشته شده توسط صادقی در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ساعت | لینک ثابت |

چارت تحليل صرفی (تجزيه)والاعراب(ترکيب)

چارت تحليل صرفی والاعراب

نوشته شده توسط صادقی در چهارشنبه نهم آذر 1390 ساعت | لینک ثابت |
نمونه سوال عربی1 درس 1
نوشته شده توسط صادقی در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 ساعت | لینک ثابت |
عربی 2 تجربی وریاضی درس 6و7
نوشته شده توسط صادقی در یکشنبه یکم آبان 1390 ساعت | لینک ثابت |
عربی3 تجربی وریاضی خرداد 1390
نوشته شده توسط صادقی در یکشنبه یکم آبان 1390 ساعت | لینک ثابت |
 نمونه سوال نهایی عربی1نمونه سوال عربی1نمونن
نوشته شده توسط صادقی در سه شنبه بیست و ششم مهر 1390 ساعت | لینک ثابت |

قواعد عربي معرفه ونکره دوم انسانی ،رياضي وتجربي ،پيش انسانی وكنكور

                                                 لطفاً اينجا کليک کنيد    

برای استفاده ازاين نوع فايل(pdf) اول بايد آن را در کامپيوترتان ذخيره کنيد،

سپس با استفاده از نرم افزار acrobat readerآنرا باز کنيد.

(ضمناً اين فايل درپوشه های تو درتو باز نمی شود)

 

حتماً نرم افزار acrobat reader   بايد روی کامپيوتر شما نصب باشد.

نوشته شده توسط صادقی در سه شنبه بیست و ششم مهر 1390 ساعت | لینک ثابت |

قواعد عربی عدد ومعدود(پايه های:دوم-سوم-پيش انسانی وکنکور)

•        عدد:اسمی است که برشماره ی چيزی ياترتيب آن دلالت دارد.

•        معدود:معدود آن است که با عدد تعداد يا مرتبه آن را مشخص می کنيم

     اربعةُ کتبٍ                الدرسُ الرابعُ

     عدد       معدود                    معدود     عدد       

 عــــــــدد:

1)اصلــی:شماره معدود را بيان می کند:

الف)مفرد:«1و2.......،10            

   واحدٌ،إثنانِ،ثلاثةٌ،أربعة،خمسة،ستّة،سَبعة،ثَمانية،تِسعَة،عَشَرَة.   

    ب)مرکب:«11و12و13... »/أَحدَ عشرَ،إثناعَشَرَ،ثلاثة عشرَ،.......

2)ترتيبــی:ترتيب ومرتبه معدود را بيان می کند:

الف)مفرد:«الاوّل،الثانی،الثالث،الرابع،الخامس ،السّادس،السّابع،الثّامن،التاسِع،العاشر»

ب)مرکب:«حادیَ عشَرَ:يازدهم،ثانیَ عشر:دوازدهم،......

 اعداد ترتيبی(وصفی) بعد از معدود می آيندوبه منزله صفت برای معدود خود هستند

لذا از آن تبعيت می کنند:

  اعداد ترتيبی(وصفی)بجز عدد«1»بروزن«فاعِل»می آيند:

الثانی:دوم ،الثالت:سوم،الرابع:چهارم...../الاوّل:مذکر-الاُولَی:مؤنث

   اعداد ترتيبی مفرد با معدود مذکر به صورت مذکر وبامعدود مؤنث به صورت مؤنث آورده می شوند:

الدّرسُ الاَوّلُ،الصّفحةُ الاُولَی المجلَّةُ الثّانيةُ،.........

(معدود با توجه به نياز جمله هرنقشی را می پذيرد،وعدد ،صفت معدود است وبا آن مطابقت می کند)

 اعداد ترتيبی مرکب هردو جزء آن با معدود مذکر به صورت مذکر وبا معدود مؤنث به صورت مؤنث به کار می روند.
الدّرسُ الحادیَ عَشَرَ،المقالةُ الحاديةَ عَشَرَةَ،..........

هردو جزء اعداد ترتيبی مرکب مبنی بر فتح است(درجمله هرنقشی رابپذيرند،مبنی بر فتحه هستند واعراب آنها محلی است)

•        اعداد مفرد:اعدادی هستند که از يک جزء تشکيل شده اند.

•        اعداد مرکب:اعدادی هستند که از دو جزء تشکيل شده اند.

•        عدد«2»دارای علامت اعراب اسم مثنّی است

درحالت رفع«الف»ودر حالت نصب وجر با«ياء»است.(اِثنانِ/اِثنَينِ)

•        معدود اعداد(3تا10):

 اگر اسم غير منصرف باشد علامت جر آن با فتحه نيابی است:

للغرفةِثلاثةُ مصابيحَ (مجرور با فتحه نيابی)

   اگر جمع مذکر سالم باشد علامت جر آن با«ی»فرعی است:

رإيتُ عَشَرَةَ معلِّمينَ (مجرور باياء فرعی)

•        عدد8(ثمانی)چون آخر آن«ی»ما قبل مکسور است،اسم منقوص به حساب می آيد،در حالت رفع وجر اعراب آن تقديری است:
سلَّمتُ علی ثـمانی معلِّماتٍ (مجرور به حرف جر تقديراً)

جائتْ ثمانی معلِّملاتٍ (فاعل تقديراً مرفوع)

•        جزء اول عدد12 معرب و دارای علامت اعراب اسم مثنّی است:

درحالت رفع«الف»ودر حالت نصب وجر با«ياء»است.
اثنا عشرَ،اِثنَی عشرَ/اثنتاعشرَةَ،اِثنَتَی عشرةَ
      

 جدول کاربــرد اعــداداصلــــی:

عــدد

شرايط عدد

شرايط معدود

کاربرد عددبامعدودمذکر

کاربردعددبامعدودمؤنث

1و2

چون بعدازمعدودخود

وبه عنوان صفت وبرای تأکيد به کار می روند،در (جنس،عدد،اعراب،معرفه ونکره)بامعدود مطابقت می کنند.

چون موصوف اعداد خود هستند،بااعداد خود در

(جنس،عدد،اعراب،معرفه ونکره) مطابقت می کنند

قرأتُ کتاباًواحداً

علی الکرسِّی کتابٌ واحدٌ

قرأتُ کتابَينِ إِثنَينِ

هذانِ کتابانِ اِثنانِ

قرأتُ مجلّةً واحدةً

قرأتُ مجلّتَينِ اِثنَتَينِ

هاتانِ مجلّتانِ اثنتانِ

3تا10

اين اعداد قبل از معدود به کار می روند ومتناسب با نياز جمله نقش واعراب(رفع،نصب،جر) می پذيرند،بامعدودخود از نظر مذکر ومؤنث بودن عکس يکديگر به کار می روند ،يعنی بامعدود مذکربا«ة» وبا معدودمؤنث بدون«ة»به کار می روند

معدود اين اعداد هميشه

جمع ومجرور است

(به عنوان تمييز)

قرأتُ ثلاثةَ کتُبٍ

قرأتُ أربعَةَ کتُبٍ

لی خمسةُاقلامٍ

حضرَستّةُ مُعلِّمينَ

سلّمتُ علی سبعةِ معلِّمينَ

لِمدرستناعشَرَةُ اَبوابٍ

      مبتدای مؤخر مرفوع

قرأتُ ثلاثَ مجلّاتٍ

رأيتُ أربعَ معلِّماتٍ

جاءَ خمسُ معلِّماتٍ سلّمتُ علی سبعِ معلِّماتٍ

فی ساحةِ المدرسةِ

عَشْرُ شجراتٍ

11

متناسب بانيازجمله نقش میپذيرد،هردو جزء آن مبنی برفتح است بنابراين اعراب آن درسه حالت رفع ونصب وجرمحلّی است.

معدود آن:

مفرد ومنصوب است

(به عنوان تمييز)

جاءَ اَحَدَ عشرَ معلِّماً

هر دو جزئ مبنی برفتح فاعل محلاً مرفوع

قرأتُ اَحدَ عشرَکتاباً

سلَّمتُ علی احدَ عشرَ معلِّماً

قرأتُ اِحدَی عشرةَ مجلّةً

جائتْ اِحدی عشرةَ معلّمةً

سلَّمتُ علی اِحدَی عشرةَ معلِّمةً

12

متناسب با نياز جمله نقش میپذيرد،اما جزء اول معرب وجزءدوم مبنی برفتح است.پس اعراب آن ظاهری فرعی است هردوجزء آن ازنظرجنس تابع معدوداست.

معدود آن:

مفرد ومنصوب است

(به عنوان تمييز)

جاءَ اِثناعشرَ معلِّماً

فاعل مرفوع با الف

قرأتُ اِثنَی عشرَ کتاباً

مفعول منصوب با ياء

سلَّمتُ علی اِثنَی عشرَ معلِّماً

جائتْ اِثنتا عشْرَةَ معلِّمةً قرأتُ اِثنَتَی عشرَةَ مجلّةً سلَّمتُ علی اِثنَتَی عشرَةَمعلِّمةً

13تا19

جزء اول اين اعدادبامعدود مذکر به صورت مؤنث وبامعدودمؤنث به صورت مذکربه کارمی روند

(عکس همديگر)اماجزء دوم با معدود  مطابقت می کند.هردو جزء مبنی بر فتحه است واعرابشان محلّی است.

معدود آنها:

مفرد ومنصوب است

(به عنوان تمييز)

جاءَ ثلاثةَعشَرَ معلِّماً

عِندی اَربعةَعشرَ قلماً سلَّمتُ علی خمسةَ عشرَ معلِّماً

جاءَت ثلاث َعشَرَةَ معلِّمةً

عِندی اَربع َعشَرَةَ مجلّةً

سلَّمتُ علی خمسَ عشَرَةَ معلِّمةً

فی الصّفِ اربعَ عشَرَةَطالبةً

نوشته شده توسط صادقی در پنجشنبه بیستم مرداد 1390 ساعت | لینک ثابت |

انواع ضمير«نا»ونقش آن :

1)ضمير«نا»همراه فعل امر هميشه متصل منصوبی ونقش آن مفعول به ومحلاً منصوب است.

چون درهنگام صرف فعل امروجود ندارد.اَخبِرنا(به ما خبر بده)-عَلِّمنا(به ماياد بده)

2) ضمير«نا»همراه فعل مضارع هميشه متصل منصوبی ونقش آن مفعول به ومحلاً منصوب است.

چون درهنگام صرف فعل مضارع وجود ندارد.ينصُرنا(ماراياری می کند)يُعلِّمنا(به ما می آموزد)

3) ضمير«نا»همراه فعل ماضی اگر ماقبل «نا»ساکن ـ° باشد متصل مرفوعی ونقش آن فاعل ومحلاً مرفوع است.نَصَر°نا(ياری می کنيم) واگر ماقبل آن متحرک باشد هميشه متصل منصوبی ونقش آن

 مفعول به ومحلاً منصوب است.نَصَرَنا(ياری کرد مارا)

4) ضمير«نا»همراه اسم هميشه متصل مجروری ونقش آن مضاف اليه ومحلا مجرور است.

معلِّمنا(معلم ما)

5)ضمير«نا»همراه حرف جرهميشه متصل مجروری واعراب آن محلاًمجرور است.علينا(برما)

6)ضمير«نا»همراه حروف مشبهة بالفعل هميشه متصل منصوبی ونقش آن اسم  حروف مشبهه ومحلاً منصوب است.اِنّا-اِنَّنا

7)ضمير«نا»همراه افعال ناقصه ومقاربه هميشه متصل مرفوعی ونقش آن اسم  افعال ناقصه يا مقاربه ومحلاًمرفوع  است.کُنّاصادقينَ(اسم افعال ناقصه)اَخذنا نذهبُ(شروع به رفتن کرديم)اسم افعال مقاربه)

تمرين:عين نوع ضمير«نا» واذکر اعرابه:

الف)يُقاتِلُنا نوع:..............          اعراب:................

ب)قاتَلَنا نوع:..............           اعراب:................

ج)قاتَلنا نوع:..............            اعراب:................

د)قِتالنا نوع:..............             اعراب:................

ه)ليتنا نوع:..............             اعراب:................

و)لسنا کاذبينا: نوع:..............   اعراب:................

نوشته شده توسط صادقی در دوشنبه بیستم تیر 1390 ساعت | لینک ثابت |

قواعد عربي بلاغه سال سوم انساني وكنكور

                                                 لطفاً اينجا کليک کنيد    

برای استفاده ازاين نوع فايل(pdf) اول بايد آن را در کامپيوترتان ذخيره کنيد،

سپس با استفاده از نرم افزار acrobat readerآنرا باز کنيد.

(ضمناً اين فايل درپوشه های تو درتو باز نمی شود)

 

حتماً نرم افزار acrobat reader   بايد روی کامپيوتر شما نصب باشد.

نوشته شده توسط صادقی در دوشنبه بیستم تیر 1390 ساعت | لینک ثابت |

جملات قصار از«جبران خلیل جبران» شاعر ، نقاش، نویسنده و متفکر لبنانی .

 

چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به دعا برداری .

 

تاسف ، ابرسیاهی است که آسمان ذهن آدمی را تیره می سازد در حالی که تاثیر جرائم را محو نمی کند .

 

رابطه قلبی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد .


زجر کشیده ! تو آنگاه به کمال رسیده ای که بیداری در خطاب و سخن گفتنت جلوه کند .


چون عاشقی آمد، سزاوار نباشد این گفتار که : خدا در قلب من است ، شایسته تر آن که گفته آید : من در قلب خداوندم.


هنگامی که در سکوت شب گوش فرا دهی خواهی شنید که کوهها و دریاها و جنگلها با خود کم بینی و هراس خاصی نیایش می کنند .

و کدامین ثروت است که محفوظ بدارید تا ابد؟
آنچه امروز شما راست ، یک روز به دیگری سپرده شود.
پس امروز به دست خویش عطا کنید ، باشد که شهد گوارای سخاوت ، نصیب شما گردد ، نه مرده ریگی وارثانتان.

چشمه ساری که خود را در اعماق درون شما پنهان ساخته است ، روزی قد خواهد کشید و فوران خواهد کرد و با ترنم و نغمه راه دریا را درپیش خواهد گرفت .


این کودکان فرزندان شما نی اند ، آنان پسران و دختران اشتیاق حیاتند و هم از برای او .از شما گذر کنند و به دنیا سفر کنند ، لیکن از شما نیایند . همراهی تان کنند ، اما از شما نباشند.


اگر گام در معبدی نهادی تا اوج فروتنی و هراس خود را اظهار کنی ، برای همیشه برتری کسی نسبت به کس دیگر نخواهی یافت . برای تو کافی است که گام در معبدی نهی ، بی آنکه کسی تو را ببیند



دهش (بخشش )، آنگاه که از ثروت است و از مکنت ، هر چه بسیار ، باز اندک باشد ، که واقعیت بخشش ، ایثار از خویشتن است.


پند آموز است ماجرای مردی که زمین را می کاوید تا ریشه های بی ثمر را از اعماق زمین بیرون کشد ، اما ناگاه گنجی بزرگ یافت ؟! .

مگر نه چیزی که امروز در تسلط توست ناچار روزی از دست تو خواهد رفت ؟ پس ، اکنون از ثروت خویش ببخش و بگذار فصل عطا یکی از فصلهای درخشان زندگی تو باشد .


ای که در رنج و عذابی ! تو آنگاه رستگاری که با ذات و هویت خویش یکی شوی .


وقتی حیوانی را ذبح می کنی ، در دل خود به قربانی بگو:نیروی که فرمان کشتن تو را به من داد ، نیرویی است که بزودی مرا از پای در خواهد آورد و هنگامی که لحظه موعد من فرا رسد ، من نیز همانند تو خواهم سوخت ، زیرا قانونی که تو را در مقابل من تسلیم کرده است بزودی مرا به دستی قوی تر خواهد سپرد. خون تو و خون من عصاره ای است که از روز ازل برای رویاندن درخت آسمانی (در آن سویی طبیعت ) آماده شده است.


مبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : “چرا تو تا این حد خمود و دیررسی؟! ” .زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح هرگز از عریان و لخت نمی پرسد ” لباست کو؟! ” و از بی پناه سوال نمی کند ” خانه ات کجاست ؟! ” .

شما را اگر توان نباشد که کار خود به عشق در آمیزید و پیوسته بار وظیفه ای را بی رغبت به دوش می کشید ، زنهار دست از کار بشویید و بر آستان معبدی نشینید و از آنان که به شادی ، تلاش کنند صدقه بستانید.زیرا آنکه بی میل ، خمیری در تنور نهد ، نان تلخی واستاند که انسان را تنها نیمه سیر کند ، و آنکه انگور به اکراه فشارد ، شراب را عصاره ای مسموم سازد ، و آنکه حتی به زیبایی آواز فرشتگان نغمه ساز کند ، چون به آواز خویش عشق نمی ورزد ، تنها می تواند گوش انسانی را بر صدای روز و نجوای شب ببندد.


کار تجسم عشق است.

به روزگار شیرین رفاقت سفره ی خنده بگسترید و نان شادمانی قسمت کنید . به شبنم این بهانه های کوچک است که در دل ، سپیده می دمد و جان تازه می شود .

اندوه و نشاط همواره دوشادوش هم سفر کنند و در آن هنگام که یکی بر سفره ی شما نشسته است ، دیگری در رختخوابتان آرمیده باشد.شما پیوسته چون ترازویید بی تکلیف در میانه اندوه و نشاط .


مردم ! هشدار ! که زیبایی زندگانی ست ، آن زمان که پرده گشاید و چهره برنماید
لکن زندگی شمایید و حجاب خود ، شمایید .
زیبایی قامت بلند ابدیت است ، نگران منتهای خویش در زلال آینه .
اما صراحت آینه شمایید و نهایت جاودانه شمایید .

شما می توانید بانگ طبل را مهار کنید و سیم های گیتار را باز کنید ، ولی کدامیک از فرزندان آدم خواهد توانست چکاوک را در آسمان از نوا باز دارد؟ .


از يك خود كامه، يك بدكار، يك گستاخ، يا كسی كه سرفرازی درونی اش را رها كرده، چشم نيك رای نداشته باش .


زندگی روزمره شما پرستشگاه و نیز دیانت شماست .


برادرم تو را دوست دارم ، هر كه می خواهی باش ، خواه در كليسايت نيايش كنی ، خواه در معبد، و يا در مسجد . من و تو فرزندان يك آيين هستيم ، زيرا راههای گوناگون دين انگشتان دست دوست داشتنی “يگانه برتر ” هستند ، همان دستی كه سوی همگان دراز شده و همه آرزومندان دست يافتن به همه چيز را رسايی و بالندگی جان می بخشد .


در پهنه ی پندار و خلسه ی خیال ، فراتر از پیروزیهای خود بر نشوید ، و فروتر از شکستهای خود نروید .


چه ناچيز است زندگی كسی كه با دست هايش چهره خويش را از جهان جدا ساخته و چيزی نمی بيند، جز خطوط باريك انگشتانش را .

حاشا که آواز آزادی از پس میله و زنجیر به گوش تواند رسید و از گلوگاه مرغان اسیر .


بسياری از دين ها به شيشه پنجره می مانند.راستی را از پس آنها می بينيم، اما خود، ما را از راستی جدا می كنند .

ایمان از کردار جدا نیست و عمل از پندار .


زندگی روزانه شما پرستشگاه شما و دين شماست .آنگاه كه به درون آن پای می نهيد، همه هستی خويش را همراه داشته باشيد .

گروهی دریای زیبای حقیقت را به درون خود نهان دارند و زلال آنرا در پیاله کوچک کلام نمی کنند
به گرمای مهربان سینه ی آنان باشد که جان به سکوتی موزون ماوی گزیند .


انسان فـرزانه با مشعـل دانش و حکمت، پيش رفته و راه بشريت را روشن می سازد .


اگر به دیدار روح مرگ مشتاقید ، هم به جسم زندگی روی نمایید و دروازه های دل بدو برگشایید .
که زندگانی و مرگ ، یگانه اند ، همچنانکه رودخانه و دریا .

اگر از دوست خود جدا شدی ، مبادا که بر جدایی اش افسرده و غمین گردی ، زیرا آنچه از وجود او در تو دوستی ومهر برانگیخته است ، ای بسا که در غیابش روشن تر و آشکارتر از دوران حضورش باشد .

به رویاها ایمان بیاورید که دروازه های ابدیت اند .
براستی آيا اين خداوند است که انسان را آفريده است يا عکس آن؟
خداوند، درهای فراوانی ساخته که به حقيقت گشوده می شوند و آنها را برای تمام کسانی که با دست ايمان به آن می کوبند ، باز می کند.
نيکی در انسان بايد آزادانه جريان و تسرِی يابد .

همه آنچه در خلقت است ، در درون شماست و هر آنچه درون شماست ، در خلقت است.


شايد بتوانيد دست و پای مرا به غل و زنجير کشيد و يا مرا به زندانی تاريک بيافکنيد ولی افکار مرا که آزاد است نمی توانید به اسارت در آوريد.


آنگاه مردم را درست می ببینی که در بلندیهای سر به آسمان کشیده حضور داشته باشی و نیز در منزلگاههای دور .

نوشته شده توسط صادقی در شنبه بیست و هشتم خرداد 1390 ساعت | لینک ثابت |

نکات مهم کنکوری منادا(سوم انسانی-تجربی ورياضی-پیش دانشگاهی)

•   در منادای مضاف توجه به انواع اعراب ضروری است:

•    يا مسلمی العالمِ 

(منادای مضاف،منصوب با «ی»فرعی،«ن»در حالت اضافه حذف شده است)

يا صديقی!(منادای مضاف،تقديراً منصوب)

يا ذا الجودِ!

(منادای مضاف،منصوب با«الف»فرعی)

بُنَیَّ (منادای مضاف،تقديراً منصوب)

•   گاهی وقت در منادای مضاف به ياء متکلّم هم حرف ندا  وهم ياء متکلم حذف می شود.ودر آخر منادا کسره ای مي آيد که عوض(بدل)ياء متکلم است ومنادا همان تقديرا ً منصوب است.

•   «ياعِبادِ فَاتَّقونِ»=يا عِبادی فَاتَّقونی.

•   بِّ ( ربّی) منادای مضاف ،تقديراً منصوب.

•   يا اُمِّ (منادای مضاف ،تقديراً منصوب)

•   ياصديقِ (منادای مضاف ،تقديراً منصوب)

اگرضميرمتکلم وحده به اسم مثنی ويا جمع مذکرسالم اضافه شود،اعراب اسم تقديری نيست بلکه اعراب ظاهری فرعی است:

                 ياوالِدَیَّ

                  (منادای مضاف،منصوب به«ی»فرعی)

                 بَـنِـیَّ

                    (بَنينَ+ی)منادای مضاف،منصوب به«ی» فرعی)

•   اگر اسمی دارای «ال»باشد مستقيماً مورد ندا قرار نمي گيرد.هرگاه منادی همراه(( ال)) باشد قبل از آن (( أَيُّها)) برای مذکر، و(( أيُّّتها)) برای مونث می آوريم.

(يا:حرف ندا.أیّ : منادی نکره مقصوده، مبنی بر ضم،محلا ًمنصوب.ها:حرف تنبيه)

الناس(عطف بيان،مرفوع به تبعيت)

(اسم بعد از ايُّها وايّتُها بايد مرفوع باشد)

•    اگر اسم بعدازأيُهاجامدباشد،عطف بيان واگر مشتق(وصفی)باشد،صفت است:

•    يا ايُّها القاضی

•    (صفت،تقديراًمرفوع به تبعيت)

•    ياأيَّتُها النفسُ

•    (عطف بيان،مرفوع به تبعيت)

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط صادقی در پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390 ساعت | لینک ثابت |
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar
>